عبدالله مستوفى

388

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

دو نفر معاون مدير كل وظائف هم جوانتر از آن بودند كه بتوانند در غير از قلمرو خود كمك شايانى برئيس خود بكنند و ميرزا زين العابدين خان در اين كار زحمت زيادى كشيده و در اين چهار پنج ماهه شب و روز خود را يكى كرده و توانسته بود اين دفتر را نظر بقول و قرار با مرنار تمام كرده و تحويل بدهد . سابقا از جمهورى بلژيكىها در گمرك ايران اشاره‌اى كرده‌ام ، اين جمهورى در ابتدا تصور ميكرد كه بتواند ماليه را هم مثل گمرك محرمانه اداره كند ، به همين نظر رؤساى گمرك ايالات و پاره‌اى ولايات را كه در آنها ادارهء گمرك داشته و ميدانيم همه بلژيكى بودند ، برياست ماليهء آنجا هم برقرار كردند ، گمرك و ماليه يكى شد ، ولى بعد ملتفت شدند كه بواسطهء وجود ايرانىهاى مطلع ، فعلا نميتوانند آن كوربازيرا كه در گمرك نسبت بايرانيها معمول ميدارند ، در ماليه هم رواج دهند . بنابراين ، گمرك را از ماليه تقريبا جدا كرده ، ادارهء مركزى آن را به وىبىيه واگذاشتند . در ولايات ، همه‌جا يكنفر رئيس گمرك بلژيكى هم تعيين كردند كه مثل وى بىيه و مرنار فقط در كليات از رئيس ماليهء ايالتى مشورت كند تا اگر ماليه را نتوانند محرمانه اداره كنند ، اين رويه در گمرك از دستشان نرود و به خيال « يافتن دم دو گوش را گم نكنند » « 1 » ولى با اينكه عجز خود را از اداره كردن ماليه به خوبى ميديدند ، خيال بيرجوع كردن ايرانيها را از سربدر نكرده و تا ميتوانستند رويهء « ميرزا بنويس » كردن آنها را تعقيب ميكردند . دفتر وظائف كه ريخته شد ، جمهورى باوجود قول‌وقرار مرنار با ميرزا زين العابدين خان كه اگر اين خدمت را انجام كند چنين و چنان خواهد شد ، بفكر افتاد كه اين كار را كه بعد از تشكيل دفتر كار ساده‌اى تصور ميكرد ، از دست رئيس ايرانى خارج كرده با رياست يكنفر بلژيكى و بتوسط « ميرزا بنويس‌هاى » ايرانى به‌طور محرمانه اداره كند . مرنار بين دو محظور گير افتاده بود ، يكى خلاف قول و قرار و ديگرى مخالفت با فرمان واجب الاذعان جمهورى . سياست مرنار در اين موارد جنبهء منفى داشت . بنابراين بهتر دانست كه مطالعهء دفتر را دراز كند و آن را نزد خود نگاهدارد تا پيش‌آمد راه‌حلى براى اين كار جلو بياورد . ولى ارباب حقوق كه منتظر تمام شدن دفتر بوده ، اميد داشتند كه بقبض و حوالهء حقوق خود خواهند رسيد ، وقتى ديدند يكى دو ماه گذشته و از مقامات بالاتر اثرى راجع به دادن قبص و حوالهء حقوق در كار نيست ، بناى هياهو را گذاشته ، نمايندگانى بوزارت ماليه و هيئت وزراء فرستادند . وزير ماليه در اينوقت معاون الدوله بود كه در كابينهء صمصام السلطنه مجددا وارد كار شده بود . از طرف وزارت ماليه استعلامهائى راجع به كى و چه وقت از مرنار شد كه جواب همهء آنها بامروز و فردا موكول گشت . حتى گاهى كه عدهء زيادى از ارباب حقوق در هيئت وزراء ازدحام ميكردند ، سردار شوكت رئيس نظميه هم نزد مرنار ميآمد و از طرف مرنار هم وعده‌هائى داده ميشد كه بهيچيك

--> ( 1 ) - بيچاره خرك خيال دم كرد * نايافته دم دو گوش گم كرد